چرا باید زندگیمون رو مستند کنیم؟ (قسمت اول)

توی وبسایت تد گشت می زدم که یه چیز خوب پیدا کنم و ببینم که یه پلی لیست پیدا کردم که عنوانش بود “چرا باید زندگی مون رو مستند کنیم؟”. من از بچگی طرفدار این کار نبودم و دیدن عکس ها و ویدیو های یادگاری ناراحتم می کرد. شاید چون دیدن دوستی که سال ها کنار هم بودیم و حالا نیست یا دیدن عکس خانوادگی ای که همه کنار لبخند می زدیم و من بچه بودم ولی حالا بزرگتر شدم و بقیه پیرتر شدن دیدنش برام سخت بود. اما این پلی لیست چیزهای جالبی به من نشون داد! سخنرانی ها رو ترجمه کردم و طی چند تا نوشته قرار می دم.

اولین سخنرانی توسط فردی به اسم سزار کوریاما بود و راجع به یه ایده اش حرف می زد که اسمش رو گذاشته بود “هر روز یک ثانیه”. (ویدیوی سخنرانی توی آخر همین نوشته هست!)

.

من یک هنرمند هستم و توی نیویورک زندگی می کنم و از وقتی تحصیلاتم تمام شد در حوزه تبلیغات مشغول به کار هستم. حدود 7-8 سالی هست که کار می کنم و زمان سختی را گذرانده ام. خیلی وقت ها تا آخر شب کار کرده ام و آخر هفته های زیادی هم سر کار رفته ام و تاحالا برای انجام کارها و پروژه هایی که دوست داشته ام وقت نگذاشتم. تا این که یک روز وقتی سرکار بودم سخنرانی تدی از استفن سگمایستر دیدم که عنوان آن “قدرت مرخصی” بود. او در این سخنرانی درباره این موضوع صحبت می کردم که چگونه هر هفت سال یک بار، یک سال کامل مرخصی می گیرد و به کارها و پروژه هایی که دوست دارد می پردازد و این انگیزه در من ایجاد شد که من هم یک سال مرخصی بگیرم و از کار استراحت کنم. من نیاز داشتم که برای سفر کردن وقت بگذارم و زمانی با خانواده ام داشته باشم و کار روی ایده های خلاقانه خودم را شروع کنم. پس این کار را کردم و مرخصی گرفتم.

یکی از اولین پروژه هایی که شروع کردم “هرروز یک ثانیه” بود. درواقع کاری که انجام می دهم این است که یک ثانیه از روزم را ضبط می کنم و این کار تا آخر عمرم ادامه دارد! مرتب کردن این ویدیو های کوچک یک ثانیه ای از زندگی من یک ویدیوی ادامه دار می سازد تا وقتی که دیگر نتوانم ضبط کنم و بمیرم.

هدف این پروژه این است که اول من متنفرم که چیزهایی که قبلا انجام داده ام را فراموش کنم. این همه کار هست که من توی کل زندگیم انجام داده ام که من هیچ وقت به آن ها فکر نمی کنم و سعی به یاد آوری آن ندارم مگر این که کسی درباره آن از من سوال بپرسد و من به خودم بگم بله من آن کار را قبلا انجام داده ام.

چیزی که من خیلی زود طی اولین روز های انجام این پروژه فهمیدم این بود که اگر روزی کار خیلی سرگرم کننده ای انجام نمی دادم احتمالا فراموش می کردم که ویدیو ضبط کنم. اولین روزی که این اتفاق افتاد خیلی ناراحت شدم و به من ضربه زد! چون کاری بود که واقعا می خواستم و دوست داشتم از لحظه ای که سی ساله شدم تا آخر عمرم ادامه بدهم و از دست دادن آن یک ثانیه باعث شد که به خودم قول بدهم که دیگر فراموش نکنم.

اگر من به اندازه 80 سال زندگی کنم درواقع یک ویدیوی 5 ساعته خواهم ساخت که 50 سال از زندگی من را در خودش به صورت فشرده خواهد گنجاند. وقتی 40 ساله بشوم یک ویدیوی یک ساعته خواهم داشت که فقط شامل دهه 30 زندگی من خواهد بود.

این کار به من قدرت و انگیزه داد تا بخواهم هر صبحی که از خواب بیدار می شوم بخواهم کار جالبی توی زندگی ام انجام بدهم.

حالا یکی از چیز هایی که با آن مشکل دارم این است که همینطور که روزها و هفته ها و ماه ها جلو می روند این است که زمان ها و ویدیو ها شروع به قاطی شدن می کنند درحالیکه تصویرسازی ذهنی روشی برای تحریک حافظه و یادآوری است.

می دانید، این پروژه برای من راهی است که هرکاری که کردم را به یاد بیاورم. بعضی وقت ها انتخاب این یک ثانیه برای من خیلی سخت است. توی یک روز خوب من شاید سه یا چهار تا از این یک ثانیه ها دارم که واقعا دوست دارم انتخابشان کنم اما درنهایت یک ثانیه باید انتخاب شوند ولی درنهایت آن یک ثانیه به صورت خودکار باعث می شود که بقیه هم به یاد بیاورم.

همچنین این حرکت من، برای خود من به طور شخصی، حرکتی ضد فرهنگی است که به تازگی رواج پیدا کرده که مردم به کنسرت  می روند و موبایل خودشان را بیرون می آورند و از کنسرت فیلم برداری می کنند و من را اذیت می کنند و حواسم را پرت می کنند. آن ها حتی کنسرت را به صورت مستقیم نمی بینند و از توی موبایلشان نگاه می کنند. من از این متنفرم. البته اعتراف می کنم که قبلا بعضی وقت ها چنین آدمی بودم ولی فهمیدم که برای من بهترین راه برای نگه داشتم خاطراتم این است که فقط یک ثانیه ضبط کنم که به من اجازه بدهد خاطره به یاد بیاورم و به خودم بگم آه بله کنسرت بسیار خوب و عالی ای بود!

این تابستان به یک سفر جاده ای سه ماهه رفتم. چیزی بود که تمام عمرم آرزوی انجام دادن آن را داشتم! رانندگی توی جاده های آمریکا و کانادا و فقط فکر کردن به این که خب فردا کجا بروم عالی بود! وسط سفر آنقدر پول خرج کردم که پس انداز کل سالم به پایان رسید! برای همین به سیاتل رفتم و با دوستانم روی پروژه ای کار کردم که کمی پول به دست بیاورم.

یکی از دلایلی که مرخصی گرفتم این بود که با خانواده ام وقت بگذارنم و اتفاق خیلی تراژدیکی برایم رخ داد و همسر برادرم مریض شد و مجبور شدیم او را به اورژانس بیمارستان ببریم. حال او خیلی خیلی بد بود و چند بار نزدیک بود که او را از دست بدهیم. من و برادرم برای چندین روز متوالی توی بیمارستان بودیم. این اتفاق باعث شد بفهمم کخ ضبط کردن آن یک ثانیه توی یک روز خیلی بد، بی نهایت سخت است. ما همیشه دوربینمان را وقتی بیرون می آوریم که لحظات خوش و لذت بخشی را تجربه می کنیم و تقریبا هیچ وقت زمانی که روز سختی داریم و اتفاق بدی برای ما در حال رخ دادن است این کار را انجام نمی دهیم. من فهمیدم که خیلی مهم است که یک ثانیه توی روز بد هم ضبط شود چون باعث می شود که قدر روز های خوب را بدانیم و همینطور روز بد مثل روز خوب یادتان بماند!

یکی از کارهایی که می کنم این است که از هیچ گونه فیلتری و افکتی استفاده نمی کنم. سعی می کنم لحظه را تا جایی که ممکن است همانطوری که می بینم و تجربه اش می کنم ثبت کنم. اولش برای خودم قانون اول شخص را داشتم که خودم حتما باید توی ویدیو می بودم. ولی فهمیدم که راهش این نیست و راه این که واقعا چیزی که دیدم را به یاد بیاورم این است که همانطوری که واقعا چیزی را دیدم ضبط کنم.

یکی از چیزهایی که به آن فکر می کنم این است که چه اتفاقی می افتد اگر هزاران نفر این کار را انجام بدهند؟ به نظرم جالب است که ببینم بقیه چطور این پروژه را تفسیر می کنند و با موضوع آن رفتار می کنند. به نظرم درک هرکسی از این پروژه متفاوت خواهد بود و همین طور عقیده دارم که همه با ثبت این یک ثانیه از زندگی لذت می برند! اکثر ما همین لحظه در جیبمان موبایل هایی داریم که قابلیت ضبط اچ دی دارند. و ضبط کردن باعث می شود که دیگر هیچ روزی از زندگی تان را فراموش نکنید. جالب است که روزی ببینم که وبسایتی درست شده که مثلا در آن می نویسید 25 آذر 1396 و چندین ویدیوی یک ثانیه ای از زندگی مردم سراسر دنیا موجود است!

به نظر من این پروژه قابلیت های زیادی دارد و من شما را تشویق می کنم که این کار را انجام دهید و تکه خیلی کوچکی از روزتان را ضبط کنید تا هیچ وقت آن روز از زندگی تان را فراموش نکنید.

.

امیدوارم از خوندن این سخنرانی لذت برده باشید. ویدیوی سخنرانی در پایین اومده: (از اینجا هم می تونید ببینید)

Cesar Kuriyama: One second every day

There are so many tiny, beautiful, funny, tragic moments in your life — how are you going to remember them all? Director Cesar Kuriyama shoots one second of video every day as part of an ongoing project to collect all the special bits of his life.

لطفا اگر دوست داشتید با بقیه به اشتراک بذارید 🙂