تولد یک سالگی وبلاگ!

یک سال پیش دقیقا همین موقع وسط تابستون بود که تصمیم گرفتم یکی از ترسناک‌ترین کارهایی که می‌تونستم برای خودم تصور کنم رو انجام بدم، یعنی درست کردن وبلاگ و توش نوشتن.
اولین مطلب “سلام دنیا!” رو با کلی ترس و لرز نوشتم :)) بعد از اون ترسم ریخته بود ولی راستش هیچ ایده‌ای نداشتم از این‌که چی می‌خوام بنویسم. شروع کردم از موضوعی که بلد بودم درباره‌ش حرف بزنم نوشتم؛ کامپیوتر. کم کم راه افتادم. بعدش بالاخره تونستم که از کامپیوتر برای توصیف دنیای واقعی استفاده کنم و بعدش خیلی از حرف‌هام حتی اگر اشاره‌ای به دنیای کامپیوتر نداشتن، ولی توی ذهنم با تشبیه کامپیوتر به دنیا و همین‌طور دنیا به کامپیوتر بهشون رسیدم. نهایتا تونستم 17 تا مطلب بنویسم! خیلیه! هدفم این نبود و نیست که کلی خواننده برای این وبلاگ داشته باشم. هدفم اینه که فکرهام رو بیان کنم. حتی اگر یک نفر هم زندگی بهتری با حرف‌هام بزنه خیلی خوبه. امسال هدفم اینه که حداقل 25 تا مطلب جدید بنویسم.
یک سال پیش وقتی این وبلاگ رو درست کردم، زندگیم کاملا با الان فرق داشت. سال پیش هم توی دانشگاه بودم ولی امیررضای امروز با امیررضای یک سال پیش از زمین تا آسمون فرق کرده. فکر کنم بهتر شده. حس خودم همینه. دوست دارم هر سال که برای تولد وبلاگ جشن می‌گیرم بتونم این جمله رو بگم. امیدوارم.
عکس بالای پست آنالیزیه که روی کل مطالبی که توی این یه سال نوشتم انجام دادم. کلمه‌هایی که بیشتر از بقیه استفاده شدن، بزرگتر نمایش داده شدن.