دنیای کامپیوتر، شبیه ترین دنیا به دنیای واقعی!

توی هر برهه زمانی یه اختراعی یا یه کشفی پیدا می شه که بهش بتونیم بگیم مهم ترین. مثلا توی برهه انسان های اولیه کسی که آتش رو کشف کرد یا کسی که سوزن رو اختراع کرد بزرگترین کارها رو انجام دادن. خیلی قدیم، خوارزمی کسی بود که چیزی به نام الگوریتم رو اختراع کرد. توی قرن نوزدهم میلادی، چارلز بابیج، اولین کامپیوتر قابل برنامه ریزی رو درست کرد! توی جنگ جهانی دوم اَلِن تیورینگ برای رمز گشایی تلگراف های آلمانی ها ماشین تیورینگ رو درست کرد. با کارهای این سه نفر اتفاقی شروع شد که به نظر من هیچ کسی فکرش رو نمی کرد که به جایی که امروز هست برسه، دنیای کامپیوتر ساخته شد!

دنیای کامپیوتر دقیقا شبیه سازی دنیای واقعی ماست. هر پدیده ای که در نظر بگیرید می شه توی علم کامپیوتر شبیهش رو مثال زد و اگه نشه حتما تا چند سال دیگه احتمالا می شه. علوم به دو دسته طبیعی و اجتماعی تقسیم می شن که هرکدوم زیرمجموعه هایی دارن. توی این دسته بندی ها می تونید ببینید که علم کامپیوتر تک تک چیزهایی که توی هر علم هست رو توی خودش شبیه سازی کرده.

سه تا مثال زیر قسمتی خیلی کوچیک از بخش هاییه که دنیای کامپیوتر از دنیای واقعی ایده گرفته و شبیه سازیش کرده:

الگوریتم کلونی مورچه ها در هوش ازدحامی یا گروهی (Swarm Intelligence)

توی انگلیسی این الگوریتم به Ant Colony Optimization معروفه. از این الگوریتم برای پیدا کردن کوتاه ترین مسیر استفاده می شه. منشا ایده برای این الگوریتم دیدن مورچه هایی بود که دنبال غذا می رفتن. مورچه ها با انتخاب مسیری اتفاقی به مقصد در طی مسیر از خودشون نشان هایی با استفاده از ماده ای شیمیایی به اسم فرومن می زارن. هربار که مورچه ای از نقطه ای عبور کنه روی اون نقطه فرومن انباشه می شه. به این ترتیب اگه روی نقطه ای فرومن زیادی انباشته شده باشه بقیه مورچه ها می فهمن که این مسیر، اونارو راحت تر و سریع تر به مقصد می رسونه و بنابراین از اون مسیر می رن! توی علم کامپیوتر شبیه سازی این پدیده توی پیدا کردن جواب احتمالی برای مسئله های بهینه سازی خیلی مناسبه! توی سوال های شبیه ای سی ام با شبیه سازی نقطه ها به عنوان راس گراف و یال ها به عنوان مسیر و نشانه گذاری گراف می تونیم از این الگوریتم استفاده کنیم و توی صنعت توی حوزه های مسیریابی داخل شهری و بین شهری یا مسیریابی شبکه های کامپیوتری یا توی وب یا توی بهینه سازی شبکه های توزیع آب از این الگوریتم استفاده می شه.

الگوریتم ژنتیک (Genetic Algorithm)

این الگوریتم از عقیده داروین در حوزه انتخاب طبیعی نشات می گیره! عقیده داروین این بود که (به گفته ویکی پدیا) گزینش طبیعی یا انتخاب طبیعی فرایندی است که در طی نسل‌های پیاپی، سبب شیوع دسته ای از صفات ارثی می‌شود که احتمال زنده ماندن و موفقیت زاد و ولد یک ارگانیسم رو در یک جمعیت افزایش می‌دهد. شبیه سازی این تئوری در کامپیوتر به این صورته که توی حوزه هوش مصنوعی  از تکامل ژنتیکی به عنوان یک الگوی حل مسئله استفاده می‌کنه. مسئله‌ای که باید حل بشه دارای ورودی‌هایی هستش که طی یک فرایند الگوبرداری شده از تکامل ژنتیکی به راه‌حلها تبدیل می‌شه. سپس راه حلها بعنوان کاندیداها توسط تابع ارزیاب (Fitness Function) مورد ارزیابی قرار می‌گیرن و اگه شرط خروج مسئله فراهم شده باشه الگوریتم به پایان می رسه. الگوریتم ژنتیک بطور کلی یک الگوریتم مبتنی بر تکراره که اغلب بخش‌های آن به صورت فرایندهای تصادفی انتخاب می شه. (ویکی پدیا میگه) با استفاده از الگوریتم‌های ژنتیک ما یک ابر فرمول یا طرح، تنظیم. سپس داده‌هایی برای گروهی از متغیرهای مختلف، شاید در حدود ۲۰ متغیر فراهم خواهیم کرد. سپس الگوریتم ژنتیک اجرا خواهد شد که بهترین تابع و متغیرها را مورد جستجو قرار می‌دهد. روش کار الگوریتم ژنتیک به طور فریبنده‌ای ساده، خیلی قابل درک و به طور قابل ملاحظه‌ای روشی است که ما معتقدیم حیوانات آنگونه تکامل یافته‌اند. هر فرمولی که از طرح داده شده بالا تبعیت کند فردی از جمعیت فرمول‌های ممکن تلقی می‌شود.

علوم شناختی (Cognitive Science)

اول کمی درباره علوم شناختی توضیح بدیم! علوم شناختی علومی هستند که به پژوهش درباره ذهن و مغز می پردازن و شامل روان شناسی، فلسفه، عصب شناسی، زبان شناسی و انسان شناسی می شن!  برای مثال از این علوم استفاده می شه که با استفاده از هوش مصنوعی برای معلولین اعضای مصنوعی بسازیم که اونا بتونن با امواج مغزی این اعضا رو کنترل کنن و جای عضوی که ندارن رو پر کنن! یا اینکه کامپیوترهایی ساخته بشن که بتونن با انسان گفت و گو کنن و به طور کامل اون رو درک کنن. (جالبه هر حوزه ای که علم به اون می رسه از چندین سال پیش نویسنده هایی این ایده ها رو رویاپردازی کردن و کلی کتاب و فیلم دربارش ساخته شده و هم چنان ساخته می شه!) یکی دیگه از حوزه هایی که علوم شناختی به کمک علوم کامپیوتر میاد، ساختن ربات ها هستن. برای مثال ربات هایی که به کمک اون ها خونتون رو تمیز می کنید یا توی کامپیوترتون بهتون مشاوره می دن (مثل فیلم her). توی صنعت بازی سازی هر روز بیشتر از قبل تاثیر علوم شناختی رو توی باهوش تر کردن شخصیت بازی ها حس می کنیم. و کاربرد های بی شمار دیگه ای که می تونید دربارشون تحقیق کنید!

حرف نهایی

با همه این توضیحات باز هم نمی شه گفت دنیای کامپیوتر برابر دنیای واقعیه یا یک روزی شبیهش خواهد شد. هر چقدر هم که علم پیشرفت کنه چیزی هست که هیچوقت نمی شه با دست انسان درستش کرد. کامپیوتر همیشه توی بعد مادی خواهد موند و فقط ما انسان ها هستیم که بعد معنوی هم داریم. این چیزیه که ما رو از همه چیزهای دیگه جدا می کنه. توی دنیایی زندگی می کنیم که فلسفه ای داره که بر اساس مادیات نیست. بعد معنوی رو نمی تونیم به راحتی اثبات کنیم. اگه یه برنامه نویس خیلی خفن باشید و کاملا با دید استدلال روشن به زندگی نگاه کنید ممکنه که قبول نداشته باشید. پذیرفتن این بعد هم بستگی داره به این که ما با چه دیدی به جهان نگاه کنیم. فیلم دکتر استرنج شاید به عقیده بعضی ها تخیل محض باشه و یه جورایی بچه بازی به حساب بیاد. ولی این فیلم مفهوم اصلیش اینه که دنیا همه چیش قابل استدلال با ذهن ما نیست! یه چیزی بیشتر وجود داره و یه جاهایی دید منطقی مارو به جواب نمی رسونه. اگر این رو می خونید ممکنه با حرف من مخالفت کنید و بگید که وجود نداره و واقعیت اینه که کسی نمی تونه بهتون اثبات کنه مگه این که ایمان پیدا کنید به وجودش. مثلا یک بار تجربش کنید. احتمالا این عجیب بودن دنیا رو تجربه کردید. مثلا خواب هایی دیدید که بعدا واقعا براتون اتفاق افتاده یا چیزی رو تجربه کردید که قبلا توی ذهنتون تجسمش کردید. دنیای معنوی دنیایی بسیار عجیبه. میشه گفت کسی که به بعد فرامادی خودش تسلط پیدا کنه به همه چی تسلط پیدا می کنه. انتخاب می کنه که چه اتفاقی براش بیوفته و خیلی چیز های بیشتر که تعیین سرنوشت کوچک ترین کاریه که می تونید انجام بدید. شاید اینشتین به بعد معنوی ایمان نداشت که گفت ممکنه روزی ربات ها جای انسان ها رو بگیرن. شاید سازنده های فیلم های ماتریکس به بعد معنوی ایمان نداشتن که توی داستانشون ربات ها دنیاشون رو کنترل می کردن. حتی توی وست ورلد هم امکان نداره روزی اون ربات ها به انسان ها به طور کامل غلبه کنن. حتی ربات های گروه دفت پانک هم نتونستن به بعد معنوی برسن. توی آهنگ Touch داستان خودشون رو می گن که هر چقدر هم دو تا ربات مثل آدم ها احساس کنن در آخر نمی تونن مثل آدم واقعی بشن و احساس واقعی بودن پیدا نمی کنن.

در آخر دوست دارم شما رو به گوش دادن آهنگ Touch از دفت پانک دعوت کنم. (می تونید از اسپاتیفای یا یوتوب یا آی تونز گوش بدید.)

لطفا اگر نظری درباره ی این نوشته دارید بگید و اگر دوست داشتید با بقیه این وبلاگ رو به اشتراک بزارید!

یک دیدگاه در “دنیای کامپیوتر، شبیه ترین دنیا به دنیای واقعی!”

  1. به نظر من ما توی هر زمینه ای هر چیزی بسازیم یه جورایی الهام از طبیعته
    چون بالاخره این محیطیه که توش زندگی کردیم و ذهنمون در قالب اون رشد کرده
    و همه چیز بالاخره شبیه سازی دنیای واقعی هست ( البته قبول دارم کامپیوتر خیلی وابسته تره چون یه دنیاییه که کلا از بیس خودمون ساختیمش )

پاسخ دادن به ٌصادق لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *