آنالوگ بهتره یا دیجیتال؟

به سی‌دی‌هایی نگاه می‌کردم که 7-8 سال پیش توشون آهنگ رایت کرده‌بودم که توی ماشین گوش بدیم. سی‌دی‌ رایت کردن پروسه‌ی سختی بود. اولش باید با بدبختی و سرعت کم 20-30 تا آهنگ پیدا می‌کردم. اگه قرار بود که آهنگ جدیدی باشه، برای دانلود یه دونه آهنگ باید بعضی وقت‌ها 4-5 تا فایل دانلود می‌کردم که همه‌شون هم‌اسم اون آهنگ بودن اما خراب بودن یا ناقص بودن تا این‌که آخریش سالم از آب درمیومد. (تمامی مصوبین قوانین کپی‌رایت الان توی گور/تخت‌خواب لرزیدن) بعد از این‌که فایل‌ها آماده می‌شدن نوبت Nero می‌شد. هم لپ‌تاپم و هم کامپیوترمون با Nero مشکل داشتن. هر دور باید یه بار پاک می‌کردم و دوباره نصبش می‌کردم. هیچ‌وقت نفهمیدم چش بود. بعضی وقتا هم مجبور می‌شدم یه ورژن جدیدش رو بخرم/دانلود کنم ولی گم می‌شدن همه‌ش. (مجددا توی گور/تخت‌خواب لرزیدن) بعد از این‌که با کلی بدبختی یه سی‌دی رایت می‌شد وقت تست کردنش می‌شد. اول روی خود کامپیوتر بعد روی لپ‌تاپ بعد باید روی دو تا ماشین تست می‌شد. معمولا روی ماشین اولی درست کار می‌کرد و روی ماشین دومی کار نمی‌کرد و من مجبور می‌شدم که از اول بیام رایت کنم. واقعا تا امروز اصلا نفهمیدم که یه سی‌دی‌ای که روی یه ضبط درست کار می‌کنه چرا نباید روی یه ضبط دیگه کار نکنه. اکثرا توی دور سوم رایت کردن همه چی درست کار می‌کرد. وقتی مطمئن بودم که سی‌دی سالمه بخش لذت‌بخش ماجرا می‌رسید؛ نوشتن اسم سی‌دی با ماژیک. خیلی حال می‌داد. بعد سی‌دی رو می‌ذاشتیم توی ماشین و برای 3 سال، 4 سال یا حتی بیشتر توی ماشین می‌موند. به جایی می‌رسید که مثلا وقتی می‌خواستیم با ماشین بریم مسافرت حال همه‌ از سی‌دی‌ها به هم می‌خورد. انقدر همه رو گوش می‌دادیم و تکراری می‌شد که خسته می‌شدیم. ولی نکته اینجاست که اون‌ آهنگ‌هایی که اون‌طوری به اون‌جا رسیدن خاطره‌های بعضا قوی‌تر و زیباتری توی ذهن می‌سازن. زمان رو خیلی ببریم جلو و برسیم به امروز که توی 10 ثانیه می‌شه یه پلی‌لیست ساخت یا از پلی‌لیست‌های آماده استفاده کرد و با AUX موبایل رو زد به ماشین و به آهنگ‌ها گوش داد. این چیز بدی نیست. اما حداقل برای من، هیچی نمی‌تونه جای حسی که درست کردن و گوش دادن به سی‌دی‌ها توی قدیم می‌داد رو بگیره.
دیجیتال‌ شدن توی همه حوزه‌ها رفته. به نظرم خیلی خوبه. خیلی وقتا چیزی که باعث لذت‌بخش‌کردن کارها می‌شه اینه که خود آدم داره می‌سازتشون یا ازشون استفاده می‌کنه و نه کامپیوتر اما این باعث نمی‌شه دیجیتال‌تر شدن بد باشه. صرفا چیزیه که وجود داره. بعضی وقتا استفاده از دیجیتال معقول تره. مثلا خوندن نسخه کاغذی کتاب‌ها در مقایسه با نسخه الکترونیکی کتاب‌ها خیلی لذت‌بخش‌تره. صدای ورق زدن برگه‌ها حس کردن کاغذ یا خط‌خطی کردن یا نت نوشتن کنار برگه یا نت نوشتن توی صفحه اول کتاب وقتی می‌خوای به یکی هدیه بدی خیلی حس قشنگ‌تری دارن نسبت به این که توی موبایل/تبلت/بوک‌ریدر صفحه رو یه لمس کنی و یه اتفاقی توش بیوفته اما از طرفی کتاب کاغذی، کاغذش از قطع شدن درخت‌ها به وجود میاد و قطع زیاد درختا خوب نیست. بهتره که توش صرفه‌جویی بشه. موسیقی رو کامپیوتر می‌تونه ضبط کنه و پخش کنه ولی هیچ‌چیزی نمی‌تونه جای لذت شنیدن همون آهنگ رو توی اجرای زنده بگیره. کنسرت‌ها برای من یکی از خاطره‌انگیزترین چیزایی هستن که تاحالا تجربه کردم. حتی شاید حساب کردن عبارت‌ها توی ماشین‌حساب مهندسی‌های نسبتا قدیمی خیلی بیشتر از موبایل یا کامپیوتر لذت‌بخش باشه. یه عکس هیچ‌وقت به اندازه زندگی کردن همون عکس یا به خاطر سپردن اون صحنه‌ها توی ذهن زیبا نیست. صحنه‌هایی که انقدر برای آدم زیبا و باارزش هستن که دوست نداری هیچ‌وقت تموم بشن و دوست داره که همیشه بمونن ولی خب این ممکن نیست. خیلی خوبه که علاوه بر گرفتن عکس با دوربین، توی ذهن هم از صحنه‌ها عکس بگیریم. نوشتن یه متن روی کاغذ برای کسی، هزار برابر زیباتر از اینه که همونو بهش به عنوان یه پیام با موبایل بفرستیم. متنی که با دست خودت روی کاغذ آورده شده، هم احساست رو واقعی‌تر بیان کرده و حتی به خواننده‌ش هم می‌تونه نشون بده که انقدر برات اهمیت داره که حاضره بنویسه.
دیجیتال‌ همه چی رو راحت‌تر می‌کنه. اما حس بعضی چیزها رو از بین می‌بره. البته این برای همه یکی نیست. دست خودمونه که چطوری با روند تکنولوژی جلو بریم و بین دیجیتال‌شدن یه عادت/کار آنالوگ کدومو انتخاب کنیم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *