زندان.

یکی از دلایلی که نوشتن و فکر کردن رو دوست دارم اینه که هیچ محدودیتی توش نیست. وقتی اولین بار رهایی از شاوشنگ رو دیدم به این فکر کردم که چی می‌شد اگه منم زندان می‌رفتم؟ شاید به تجربه‌های خاصی می‌رسیدم.
بعد از چندین ماه فکر کردن و دو سه سال تجربه‌های بد پشت هم به این رسیدم که من برای دانشگاه رفتن ساخته نشدم. بزرگترین اختلاف نظرم با سیستم دانشگاه اینه که دانشگاه آدم خلاق پرورش نمی‌ده؛ کسی رو پرورش می‌ده که کارها و چیزهایی که قبلا علم بهش رسیده (که خیلی وقت‌ها علم قدیمی رو بازگو می‌نه) رو یاد بگیره و همونا رو انجام بده دوباره. سیستم دانشگاه کسی که خلاق باشه رو پَس می‌زنه. سیستم ارزیابی دانشگاه تلاش محور نیست و نمره محوره. کسی که نتونه توی برگه بنویسه، بی‌سواد تلقی می‌شه. سیستمیه بسیار باینتری و صفر و یکی. ولی همه‌ی این‌ها مشکل شخصی من با دانشگاهه و اکثر افراد با این موضوع مشکلی ندارن.
چیزی که اکثر آدم‌ها قبول دارن اینه که اکثر آدم‌ها برای یک مدرک دانشگاه می‌رن. مدرکی که توی این جامعه توانایی اینو داره که دید بقیه رو بهت عوض کنه. جامعه‌ای که اکثر (ولی نه همه) انسان‌هاش توانایی فرد رو نگاه نمی‌کنن و اول مدرکش رو می‌بینن.
تعداد خیلی کمتری نسبت که کل آدم‌های این جامعه با این سیستم مشکل دارن. درصدی از بین این دسته تصمیم می‌گیرن از این سیستم بیان بیرون و با مدرک دیپلمشون زندگی کنن. عده‌ی دیگه‌ای تصمیم می‌گیرن ادامه بدن و بعدش هم با جریان مورد پسند جامعه می‌رن جلو و اصلا فراموش می‌کنن که اولش دنبال چیز دیگه‌ای بودن. بعضی ها هم فراموش نمی‌کنن ولی برای باقی عمر فقط توی دلشون نگهش می‌دارن و بعضی‌ها هم بعدش ادامه می‌دن به کاری که می‌خواستن.
قشنگ می‌تونم خودمو الان توی یه زندان تصور کنم؛ زندانی که در سلول‌هاش قفل نداره و دور دست و پای آدم‌هاش زنجیر نامرئیه. می‌خوام با دید اون شخصیتی توی فیلما زندگی کنم که توی زندان زنده میمونه و سالم بیرون میاد و نقشه‌هایی که برای موقع آزادی کشیده رو عملی می‌کنه. اما این زندانه یه مقدار آزادی توش بیشتره. توی این زندان کارهایی که دوست دارم رو هم انجام می‌دم. چند سال توی این زندان بودم ولی الان باید یه مقدار راه و روشم رو عوض کنم. به قول معروف که می‌گه: I used to be so fragile but now I’m so wild
ولی هنوز یه چیزی کافی نیست؛ میخوام از این زمان باقی مونده یه اثر خلق کنم. هنوز برای این که چطوری خواهد بود تصمیم نگرفتم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *